X
تبلیغات
اقتصاد economics - مقالات اقتصاد اسلامی

                                   بررسی اقتصاداسلامی با رویکردی در

                                               معرفت شناسی اقتصاد 

روش تحقیق: رویه مادر این مقاله به این ترتیب است که ابتدا تعریفی در حوزه های گوناگون اقتصاد مثل فلسفه اقتصادی،مکاتب اقتصادی،نظام اقتصادی،علم اقتصاد ارائه کنیم سپس به موضع اسلام از دوبرداشت روشنفکری دینی وسنتی می پردازیم.وباطرح دیدگاههای متفاوت پاسخ خود را ارائه می کنیم . البته محقق این را می پذیردکه طرح هر حوزه ی اقتصاد (مکتب،نظام،علم)به صورت بسیط واستدلال دقیق، نیاز به بیان نظریات مختلفی است که در باب معرفت شناسی اقتصاد وارد شده است،اما بخاطر پرهیز از طولانی شدنبحث، محقق بجای طرح دیدگاههای مختلف فقط به ذکر یک منبع که مورد قبول محقق بوده اشاره کرده ودرستی آنرا به صورت یک فرض ضمنی پذیرفته است. ابتکار محقق در این مقاله برسی اقتصاد اسلامی از دودیدگاه سنتی وروشنفکری است.وابتکار دیگر طرح نظرات دیگران ونقدهایی است که بر آنها وارد کرده ایم می باشد. برای پرداختن به این موضوع تبیین مفاهییم زیر ضروری به نظر می رسد:1-فلسفه اقتصادی:نوع نگرش به خدا،جهان،انسان،از زاویه اقتصاد2-مبانی مکتبی:به مجموعه از قضایای کلی دستوری(بایدها ونبایدها)گفته می شود که زیربنای احکام وحقوق اقتصادی بوده،ازمبانی فلسفی نظام اقتصادی استنباط می شوندودر تعیین اجزاشیوه نظام اقتصادی موثرند3-عناصر نظام اقتصادی:بدین معنا که نظام اقتصادی دارای چه عناصری است که شامل بنگاهها،خانوارها،دولت وبازارو...

فلسفه اقتصادی اسلام: مبانی فلسفی نظام اقتصادی اسلام یعنی نوع نگرش اسلام به خدا،جهان وانسان از زاویه مرتبط به اقتصاد را بیان می کند.ابتدا به بیان نه اثبات فلسفه اقتصادی نظام سرمایه داری وسوسیالیستی در جامعه اقتصادی می پردازیم وسپس به فلسفه اقتصادی اسلام رابیان می کنیم.

نوع نگرش نظام سرمایه داری به خدا این گونه بیان شده است که خداوند پس از خلقت هیچگونه تدبیر وهدایت گری در امور ندارد(مکتب دئیسم)مساله اصالت فرد وجامعه  به صورت بحث فلسفی در شکل گیری اهداف ومبانی مکتبی نظام های اعتصادی موثر است نظام سرمایه داری با تاکید بر اصالت فردمالکیت خصوصی وسوسیالیرم با طرح اصالت جامعه مالکیت عمومی را توصیه می کنند(18،ص7) اومانیسم مدعی است که انسان سعادت وهدایت خود را با روش های معمول معرفت بدست می آورند. مبنای اندیشه نومینالیستی برپایه این سخن است که رویکرد شناخت به صورت حقیقت کامل امکان پذیر نیست .نوع نگرش اسلام متفاوت بانگرش های سرمایه داری وسوسیالیستی است به طوری که نگرش اسلام به خداتفاوت غامضی با مکتب دئسم دارد خداوند در رقرآن می فرماید :«ربنا الذی اعطی کل شیئ خلقه ثم هدی»(طه،50)وهمچنین(قصص،77)  این آیه ها بیان می کند که عقل انسان در یافتن هدایت ناکافی است ونیاز به محود دیگری به نام وحی دارد. آیه «و ما قرطنا فی‌الکتاب من شیء»( انعام آیه 38) در مقابل دیدگاه اومانیستی قراردارد

مکتب اقتصادی اسلام: برای وکاوی هستی شناسی مکتب اقتصادی اسلام ابتدا یک تعریف از مذهب عام اسلامی وسپس به بیان مکاتب سکولار رایج ودر انتهای بحث به بررسی ماهییت هستی شناسی مکتب اقتصادی اسلام در نصوص قرآن کریم می پردازیم.

مکتب:در ادبیات علمی گاهی مکتب به یک حوزه فکری که مبین آرا وعقاید مبتنی بر یک اصول یا روشهای معینی است گفته مشود،مکتب اطریش ومکتب کلاسیک از این قبیل است.شهید صدر مذهب یامکتب عام اسلامی راچنین تعریف میکند:«اصول روش تنظیم حیات بشر برای حل مشکلات،این اصول بامفهوم عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام ارتباط داشته،ازمناربع اسلامی کشف می شوند ودارای دوبخش ثابت ومتغییرند»(1،ص330)

دقت در مکاتب فکری دنیا مارا به این تنیجه می رساند که این مکاتب مشتمل برمبانی مکتبی واهداف خاص خود هستند.به عنوان مثال یکی از مبانی مکتبی اندیشه نومینالیستی آزادی فردی می باشد در این اندیشه رویکرد شناخت به صورت حقیقت کامل امکاه پذیر نیست. اولین اصل علم اقتصاد کلاسیک هم آزادی است به طوری که دست نامرئی آدام اسمیت بیانگر آن است که انسان ها آزاد گذاشته شوند وبه دنبال اهداف فردی خود باشند اهداف جمعی نیز تأمین خواهد شد(6،ص1)مبنای مکتبی دیگر بحث مالکییت ها است،جامعه سرمایه داری مالکیت خصوصی را به عنوان تنها اصل وملی کردن را یک حالت استثنایی می داند.و جامعه سوسیالیستی مالکیت اشتراکی را به عنوان تنها اصل پذیرفته ومعتقد است که مالکیت خصوصی فقط یک حالت استثنایی می باشد.(1،ص355)در مورد هدف مکتب اقتصاد کاپیتالیستی وسوسیالیستی چنین نوشته شده است « چقدر نامربوط است که بگوییم در علم اقتصاد عدالت جایی نداردوهدف اصلی رشدgnpاست بلکه تعریف های ارئه شده برای عدالت متفاوت است کاپیتالیست می گویداگر بازاد آزاد باشد عدالت حاصل می شود،اما اگر در بازار تقلب وزور گویی باشد ودولت درآن دخالت کند تنیجه ناعادلانه است.در فلسفه سیاسی مدرن نیز عدالت یعنی اینکه حقی از کسی ضایع نشود وحق انسان تضمین شود.اما در روابط اجتماعی حق چگونه تضمین می شود ؟بارعایت مقررات وآزاد گذاشن انسان ها در چارچوب مقررات که اصطلاحا به آن حمومت قانون گفته می شود تامین می شود. رویکرد سوسیالیستی می گوید عدالت برابری تمتع همه از مواهب است (6،ص2)» قضاوت ارزشی مکتبب کاپیتالیستی عدالت به معنای حکومت قانون ودر مکتب سوسیالیستی عدالت به معنای برابری تمتع همه از مواهب است ،

حال باید ببینیم که دیدگاه اسلام در مورد اهداف اقتصاد اسلامی چیست.وقتی می گوییم دیدگاه اسلام کدام دیدگاه است آیا آن برداشتی که سنت گرایان از اسلام دارند یا روشنفکران دینی؟برای بحث مابه دودیدگاه سنتی(تاریخی)وروشنفکری دینی  می پردازیم: ويژگی های اسلام دردیدگاه سنتی(تاریخی) که طيف وسيعی از مذاهب اسلامی از سلفی ها، اخباری ها، حنبلی ها و وهابی ها، تا قرائت رسمی ديگر مذاهب اسلامی را در برمی گيردبه قرار زیر است:1- متن کتاب مقدس- قرآن - و گفتار و رفتار پيامبر – حضرت محمد (ص) - و سيره و روش اولياء دين و اجماع علمای مسلمان به مثابه احکام ثابت، فرا زمان و فرامکان نگريسته میشود.

2-اجرای احکام شريعت ملاک اسلامی بودن جامعه است واقامه احکام شريعت يااجرای دين نيازی به تحصيل رضايت ديگران ندارد.

جمعی ازمتفکران مسلمان که در جوامع اسلامی به "روشنفکران دينی" موسومند. در تفکر اين جريان عقلانيت و ايمان، حقوق انسانی و تکليف الهی، آزادی فردی و عدالت اجتماعی، خردجمعی و اخلاق دينی، عقل بشری و وحی الهی با هم همزيستی مسالمت آميز دارند.

ويژگی های اسلام روشنفکری بشرح زير قابل ذکر است:1-در مقايسه با اسلام رسمی که "صورت گرا" بود، اسلام روشنفکری "غايت گرا" است، و معتقد است کليه احکام، مناسک و گزاره های دينی در خدمت يک غايت متعالی است . اين غايت متعالی در کلی ترين بيان آن "کرامت انسانی" است، که از آن به تقرب به خداوند يا سعادت قصوی (نهايی) نيز تعبيرمی شود.وبر این باورندکه برخی از احکامی که در صدر اسلام و تا قرنها بعد تامين کننده غايات متعالی دين بودند، با تغيير شرائط زمانی مکانی برآورنده چنين هدفی نباشند . براين اساس اينگونه احکام زمان مند، موقت و غيردائمی شمرده نمی شوند .براين اساس حتی کتاب مقدس - قرآن کريم - نيز دربردارنده هردوگونه حکم اسلامی است،چنین استدلال می کنندقرآن و پيامبر نمی توانسته اند نسبت به مسائل و مشکلات عصر نزول و صدراسلام و زمان خود بی تفاوت باشندوحتی اگر وحی الهی و سخن خداوند نيز درقالب زبان ريخته شود، محدوديتهای زبانی از جمله تاريخی بودن شامل آن می شود . به هرحال گزاره ثابت و فرازمانی نياز به اثبات دارند و اثبات آن کارآسانی نيست . روشنفکران دينی معتقدند فقيهان مسلمان با بسياری ازاحکام متغيرو موقت موجود در آيات و روايات، معامله احکام ثابت و دائمی کرده اند2- بسياری از احکام شرعی بويژه اکثر قريب به اتفاق احکام غيرعبادی قابل بحث عقلی است چون فی حد نفسه معقول بوده اند بسياری از آيات قرآن يا روايت پيامبر باعث اسلام آوردن کافران شده است، آنان به دليل محتوای معقول و صحيح اين گزاره ها، آنها را مطابق عقلانيتشان می پذيرفتند. شنوندگان احکام اسلامی در صدراسلام اين احکام رامطابق عرف آن روز عادلانه و برتر از راه حلهای مشابه می يافتند، امروز نيز اگر حکمی قرار است به دين نسبت داده شود و "حکم اسلامی" تلقی شود می بايد به عرف عقلايی امروز عقلايی، عادلانه و برتر از راه حلهای مشابه ارزيابی شود .
تفاوت اسلام سنتی و اسلام روشنفکری در احکام شرعی غير عبادی است که در اصطلاح فقهی به آن"معاملات" گفته می شودسنت گرایان بر آیه های بسیار قوی دال بر لزوم پیروی از نبی مکرم اسلام ذکر استدلال می کنندکه انسان را به تفکر بیشتر وا می دارد :«هیچ مرد و زنی را نرسد که چون خدا و فرستاده‌اش به کاری فرمان می‌دهد، برای آنان در کارشان اختیاری باشد و هر کس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانی کند، قطعاً دچار گمراهی آشکار گردیده است» (سوره احزاب، آیه 36).،در مقابل روشنفکران دینی این گونه پاسخ می دهند که اقتدار این آیات صرفاً معنوی بوده و برای اثبات نظرخویش به آیات فراوانی از قرآن اشاره می‌کنند«هر کس از پیامبر فرمان ببرد در حقیقت خدا را فرمان برده و هر کس رویگردان شود ما تُرا برایش نگهبان نفرستاده‌ایم» (سوره نساء، آیه 80).طبق تحقیقات متفکر دینی «عشماوی» کلمه «شریعت» و مشتقات آن چهار بار و کلمه «رحمت» و مشتقات آن 70 بار در قرآن ذکر شده است. آیا این تأکید ، ادعای سنت گرایان را سُست نمی‌کند و دلیلی بر آن نیست که دغدغه قرآن مجید بیش از آن که احکام اقتصادی الی الابد باشد، محتوای آن و اخلاقی بودن آن است؟ با توجه به مطالب اخیرعدالتی که محور احکام شريعت است چگونه تعريف می شود و در طبقه بندی های جديد عدالت درکجا جا می گيرد ؟حال به بحث عدالت برگردیم

مهمترین این اهداف که از مطالعه آیات وروایات بدست می آید عبارتنداز:

1-عدالت اقتصادی(حدید25ونساء135،شوری15،ممتحنه8،حشر7)

2-قدرت اقتصادی بارویکرد رشد اقتصادی واستقلال اقتصادی(هود61،نساء141،آل عمران139)

مفهوم عدالت در اقتصاد اسلام:از دیدگاه شهید مطهری نیز عدالت وقتی دراقتصاد به اجرا دمی آید که پاداش اقتصادی دست اندر کاران متناسب با حق شرعی آنان تعیین شود. وبی عدالتی در اینجا به معنی ظلم است.(م،ص).

ازآنجا که دردیدگاه سنتی محور احکام شریعت بر اساس عدالت است چنین نتیجه میگیرندکه این احکام تضمین کننده عدالتندواحیانا اگر شرایط زمان این محوریت را از آن گرفت با اختیارات ولی امرقابل حل است. اما در دیدگاه روشنفکری نیاز به تزاحم امور نیست بلکه ابتدا آن حکم به محک عقلی گذاشته میشوند سپس ملاک عدالت قرار می گیرند.

مهمترین مبانی مکتبی نظام اقتصادی اسلام عبارتند از:1-1مالیت وارزش2-مالکیت 3-آزادی اقتصادی در چارچوب احکام: محدودیت در اسلام دوگونه است1-ذاتی؛.2-محدودیت عینی

نظام اقتصادی اسلام: نظام اقتصادی هماهنگی عناصر نظام در سیستم اقتصادی می باشدکه هدف خاصی را دنبال میکنند.اهداف کلان نظام اقتصادی می تواند عدالت اقتصادی... وعناصر این نظام:1-منابع: 2-شرکت‏کنندگان3--نهادها 4-فرایندها(عملکرد نظام اقتصادى را توضیح مى‏دهندمثل فرایندهاى تولید، توزیع، تغییر قیمت‏ها، بیکارى)می باشند.عناصر فرایند نیز شامل 1-اطلاعات2-اجرای تصمیمات3-نتایج می باشند.

از آنجا که در تعریف بالا فرآیند را به عنوان یک عنصر نظام درنظر گرفته چنین نتیجه می گیریم که نظام در چارچوب یک مکتب تحقق یافته بررسی میشود پس تا زمانی مکتب اسلام تحقق نیابد نمی توان انتظار نظام داشت.مگر اینکه بگوییم که به همین میزان تحقق یافته بسنده کنیم که در این صورت از قدرت توضیح دهندگی مدل کاسته می شود .(برا ی درک بهتر این مطلب مقایسه کنید با فرض نظام

بازار آزاد که هرچه از این فرض دورتر باشیم از قدرت توضیح دهندگی مدل کاسته می شود.)

طرح دیدگاه های مختلف ونقد:بعضی نظام اقتصادی را به دوقسمت تفکیک کرده اند: یک)هنجاری(نظری)که شامل عنصر فرایند به صورت نظری است نه به صورت آنچه هست.وچنین تعریف میکنند: :«نظام عبارت است از مجموعه ای از الگوهای رفتاری که بر اساس مبانی اعتقادی وارزش مشخص در راستای اهداف معینی به صورت هماهنگ سامان یافته وشرکت کنندگان در نظام را به یکریگر ومنابع پیوند می دهند» والگوی رفتاری را چنین تعریف می کند: در اسلام الگوى رفتارى،الگوی رفتاری انسان های است که تربیت یافته آن مکتب فکرى یا دین هستند.به بیان دیگرالگویى است که توسط آن مکتب ارائه مى‏گردد و مکتب مزبور در صدد تثبیت آن در جامعه است

 (12،ص95) دو)اثباتی

ایرادی که می توان به این نظریه(اقتصادنظری) وارد کرداین است که وقتی در تعریف الگومی گوییم؛رفتار افرادی که توسط آن مکتب ارائه مى‏گردد آیا رفتاری مثل رفتار حضرت علی یا ابوذر ویا...ودوم اینکه مافقط به بیان یک الگوی هدف پرداخته ایم نه یک الگو برای برنامه ریزی در واقع می توان این تعریف از نظام را در قالب مکتب فکری اسلام به صورت دانش(نه علم )دانست.چون در تعریف مکتب است که بایدها ونباید های یک اندیشه وارد می شود.

فقه وحقوق اقتصادی:به مجموعه ای از دستورات دینی در زمینه اقتصاد گویند، در مبحث فقه وحقوق اقتصادی اگر اثبات شود اسلام دارای احکام ثابت است بدیهی است که اسلام دارای فقه وحقوق اقتصادی است واگر دیدگاه روشنفکری دینی رابپذیریم باید به بررسی مفید بودن این حقوق اقتصادی در شرایط زمان ومکان نمودچنانکه بعضی مقالات این گونه نگارش یافته اند

اخلاق اقتصادی: بعضی احکام اسلام از جنبه غیر مستقیم که همان اخلاق است با اقتصادارتباط دارند

علم اقتصاداسلامی:دوتعریف ازعلم:به مجموعه ای از دانستنیها،اطلاعات وآگاهی ها اطلاق شود knowledg(دانش)و یک مفهوم خاص تر که دارای تدوین منظم واقعیت،اصول وروش های مرتبط است از واژهscience(علم)استفاده می شود.

 ویژگی های روش علمی عبارت انداز1 بی طرف از لحاظ ارزشی2 قابلیت آزمون تجربی...

سالواتوره اقتصاد اثباتی را چنین بیان می کند«اقتصاد اثباتی که از وضعیت اخلاقی ویا قضاوت ارزشی تهی است،دارای طبیعت اولیه تجربی ویا آماری می باشد ومستقل از اقتصاد دستوری است»

اگر تعریف بالااز علم اقتصاداثباتی وویژگی های روش علمی رابپذیریم نمی توان انتظار علم اقتصاد اسلامی داشت زیرا طبق وضعیت اخلاقی مکتب اسلام قرار دارد وتازمانی که مکتب اجرا نشود نمی توان انتظار تجربی بودن داشت چنانکه پیشتر نیز گفته شد اگربه همین میزان کم اجرا شده نیز اکتفا شود از قدرت پیش بینی مدل کاسته می شود.

طرح دیدگاه های متفاوت ونقدها: بعضی برای اثبات علم اقتصاد اسلامی در تطابق با علم اقتصاد اثباتی چنین گفته اند که روش علم اقتصاد اثباتی که مبتنی برتجربه تعریف گردیده خود بر پایه انسان شناسی اومانیستی است.که دردیدگاه اسلام وحی نیزاز ویژگی های روش علمی محسوب میشود.

ایرادی که مابر این استدلال واردمی کنیم در نییجه گیری آن است چون اگر به فرض اینطور باشد که مبانی فلسفی موثر در علم باشند علم اقتصاد شبیه به یک مکتب است نه اینکه مکتب اسلام یک علم است.چون مزیت اصلی علم همین فارق بودن ازقضاوت ارزشی است.

سوالات:

1-ازآنچه درباره ویژگی های دوبرداشت روشنفکری وسنتی از اسلام گفته شد به واکاوی فقه وحقوق اقتصادی اسلام از دودیدگاه روشنفکری وسنتی بپردازید؟

2-بامطرح کردن چه نکاتی در مکاتب سرمایه داری وسوسیالیستی به این نتیجه می رسیم که اسلام هم داریی یک مکتب خواهد بود؟توضیح دهید؟

3-با توجه به تعریف نظام بیان کنید که وارد کردن فرایند به عنوان یکی از عناصر نظام چه تاثیری در برداشت ما ازنظام دارد؟

4-می دانیم برای بررسی فرایند نیاز به طرح الگوی مصرف وسرمایه گذاری و... است، هدف از بررسی این الگوها در نظام عملی چیست؟در نظام نظری این الگوها به چه معنی می باشندوچه ایرادی به این الگوها است؟

5-برای بررسی علم اقتصاد اسلامی این ایراد واردمی شود که چون مکتب اسلام تحقق نیافته نمی توان آزمون تجربی انجام داد؟ماچگونه به این ایراد پاسخ گفتیم ؟بحث کنید؟

6-آیا باتغییر دادن ویژگی های روش علمی مطابق بانظر اسلام آیا می شود به علم اقتصاد اسلامی اثباتی استناد کرد.توضیح دهید؟

7-فلسفه اقتصادی غرب بر اساس چه اندیشه هایی است آیااین اندیشه ها مورد قبول اسلام است؟از مقایسه فلسفه اقتصادی اسلام وغرب چگونه می توان به مکتب اقتصادی اسلام پی برد؟

8-بیان کنید که روشنفکران دینی چگونه به بررسی اقتصاد اسلامی می پردازند.آیا فقط باواردکردن احکام اقتصادی به عنوان حکم ثابت  در جامعه، یانه روش دیگری راتخاذ میکنند؟

 در ادامه مطلب می توانید متن اصلی مقاله را ببینید

  

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/12ساعت 23:40  توسط جواد نیکدل   |